دهکده هــــــــــــــــــــا
درباره وبلاگ


به دهکده ها خوش آمدید این وب جهت سرگرمی شما ساخته باشه اگه چیزی خواستید یا ایرادی در وب دیدید حتما درقسمت نظرات مطرح کنید مرسیـــــ

پيوندها
HardRock
تنها
بهترین پر بار ترین مطالب روز
everything for everyone
music
تراختور اف سی
باران عشق
۩۞۩عـکس و مطالب توپ ۩۞۩
Baran
پاتوق کل کل gf و bf ها
بیا اینجا
♥♥ عاشقانه ♥♥
رویای خیس...
ضد دختــررررررررر
☆★ TÜRK OGHLAN ★☆
دانلود آهنگ جدید

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان

**دهکده هــــــــــا**

و آدرس

dehkadeha.LoxBlog.ir

 لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.









ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آرشيو وبلاگ
مهر 1390
شهريور 1390


 
برچسب:, :: 10:11 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

غضنفر میفهمه دوس دخترش میخواد باهاش به هم بزنه میگه:

من ازت حامله ام......

 
برچسب:, :: 10:5 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

دو تا رفیق بودند همیشه با هم شراب میخوردن يكيشون میمیره چند وقت بعدش اون یکی میره میخونه به ساقی میگه 2 پیک بریز ساقی میگه چرا 2 تا؟ میگه یکی برا خودم یکی به یاد رفیقم 1 سال بعد وقتی میره میخونه به ساقی میگه 1 پیک بریز؛ میگه رفیقتو فراموش کردی؟ میگه نه خودم توبه کردم میزنم به یاد رفیقم ...
سلامتی هرچی رفیق با مرامه ...

 
برچسب:, :: 9:54 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

·         دختری زیبا به کوروش بزرگ گفت من عاشقت هستم
کوروش گفت لایق شما برادرم هست که زیبا...ترست و اکنون پشت سر شماست
دختر برگشت ولی کسی نبود
کوروش گفت اگر عاشق بودی برنمیگشتی
به سلامتی کوروش کبیر


 
برچسب:, :: 9:50 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

عاشق ترین مرد، آدم بود که بهشت را به لبخند حوا فروخت

 
برچسب:, :: 9:48 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

هميشه ابرها مي بارن ولي آدم ها عاشق ستاره ها مي شن ... !
نامرديه ... نه ؟
اون همه گريه رو به يک چشمک فروختن.........

 
برچسب:, :: 9:46 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

جوانی قوی پنجه و پیلتن
شبی خفت کنار زن خویشتن

دمی لاس و بوسیدن آغاز کرد
سپس بند تنبان او باز کرد
... ...

 

 

ادامه مطلب....



ادامه مطلب ...
 
برچسب:, :: 9:45 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

برهنه ات ميكنند تا بهتر شكسته شوی ؛

نترس گردوی كوچک ،

آنچه سياه ميشود روی تو نيست دست آنهاست..

 
برچسب:, :: 9:43 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در... مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد

 
برچسب:, :: 9:42 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

معلم شاگرد را صدا زد تا انشاء‌اش را درباره علم بهتر است یا ثروت بخواند. پسر با صدایی لرزان گفت: ننوشتیم آقا..! پس از تنبیه شدن با خط کش چوبی، او در گوشه کلاس ایستاده بود و در حالی که دست‌های قرمز و باد کرده‌اش را به هم می‌مالید، زیر لب می‌گفت: آری! ثروت بهتر است چون می‌توانستم دفتری بخرم و بنویسم...!!!

 
برچسب:, :: 9:41 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

فکرشو بکن اگه بابات میتونست فکرتو بخونه

اون موقع هر
۵ دقیقه یه چک آبدار میخوردی

 
برچسب:, :: 9:37 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

اروپايي:يه زن داره يه دوست دختر(زنشو بيشتر از دوست دخترش دوست داره)

امريکايي: يه زن داره يه دوست دختر(دوست دخترشو بيشتراز زنش دوست داره)

ايراني:يه زن داره سي تا دوست دختر(ننه اش رو از همه بيشتر دوست داره)

 
برچسب:, :: 9:28 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

عقاب که در اثر پیری به حال مرگ افتاده بود در حالیکه آخرین نفس هایش را می کشید، کلاغانی را دید که بر گردش حلقه زده و قصد داشتند لاشه اش را بخورند. عقاب تیز پرواز و مغرور که تحمل این خواری را نداشت به خشم آمد و از آخرین نیرویش مدد گرفت و به آنها حمله کرد. کلاغان بزدل پا به فرار گذاشتند چرا که عقاب پیر حتی در حال مرگ نیز از قدرت خود خبر داشت.

مشکلات و مسائل زندگی نیز بی شباهت به کلاغان بیمناک نیستند بشرط آنکه همچون عقاب بر آنها حمله ور شویم

 
برچسب:, :: 22:37 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

تابستون که میشه هیچ وقت خودم رو نمی بخشم

که چرا به نوح نگفتم این یک جفت پشه رو سوار نکن..

[برگی از خاطرات جنتی - جلد 42 - آخرای کتاب]

 
برچسب:, :: 22:35 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

 کالسکه: هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد
جاسبی : فقط باش
چهار محال بختیاری : ممکن نیست عدد ۴ برای شما شانس بیاورد
... کدبانو: دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد
مسنجر: خوردن مشروبات الکلی تا حدی که از مستی جر بخوری
مشروبات : روبات ساخت مشهد
کته ماست : آن گربه مال ماست
میدان : ظرف نگهداری شراب و دیگر مشروبات الکلی
سوگند : بسیار مزخرف ، خیلی‌ بد
مگس تسه تسه: حشره‌ای باحال که هنگام پرواز ریتم House و Trance می‌‌نوازد
تراکتور: بازیگری که سر صحنه بسیار گند می زند
هرزه : فرقی ندارد. ض ز ظ ذ
تابش : ۱، ۲، ۳، ۴
اتومبیلرانی : نوشیدنی گوارا، حاوی تکه های طبیعی اتومبیل
کلیمانجارو : علی دایی خطاب به کریم باقری در زمین فوتبال به معنی کریم ! اونجارو !
کریم باقری : نمی شنویم ... باقر ؟ تویی!؟

 
برچسب:, :: 22:18 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

معلم: هرکی سوال بعدی منو جواب بده میتونه بره خونه. پسر غضنفر کیفشو از پنجره میندازه بیرون... معلم با عصبانیت: کی اون کیفو انداخت بیرون؟ من بودم آقا.خداحافظ

 
برچسب:, :: 21:39 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

مثل ساحل آرام باش ،

تا مثل دریا بی قرارت باشند . .

 
برچسب:, :: 21:33 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

با ارزش ترین پول دنیا "تومن" شناخته شد، چون هم تو توش هستی ، هم من

 
برچسب:, :: 21:26 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

پیس پیس پیس پیس

ایشششششششششششششششش!!!!!
.
.
... ... ... .
.
.

(نحوه برقراری ارتباط جنس مذکر با مؤنث در ایران)

 
برچسب:, :: 21:25 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن

منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن

شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن

معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام

پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم

پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده

منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه

شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت

معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق

پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد

مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت

 
برچسب:, :: 21:20 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

هميشه رفتن رسيدن نيست،
اما براي رسيدن چاره اي جز رفتن نيست.
در بن بست هميشه راه آسمان باز است،
پرواز را بايد آموخت!

 
برچسب:, :: 21:10 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

 در زندگی هر شخصی

صدها دوستت دارم وجود دارد

اما انسان فقط گول یکی از آنها را میخورد
... ...
و تا می تواند

بر حماقت خود پا می فشارد......!

 
برچسب:, :: 21:8 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

ترس پسر ها از ازدواج دل بستن به يك دختر نيست!دل كندن از بقيه ى دختر هاست!

 
برچسب:, :: 21:6 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

به سلامتی اونایی که شراب را خواندند اااااااب!
چون حوصله ی شر نداشتن..........!

 
برچسب:, :: 21:3 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

به سلامتي اوني که بي کسه ولي ناکس نيست

 
برچسب:, :: 2:40 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

واسه این دوستایی که به کاملیا میگن کامی و به اسماعیل میگن اسی به ملودى ميگن ملو به نازنين ميگن نازى به نيلوفر ميگن نيلو به ازاده ميگن آزى و به سیاوش میگن سیا و کلآ گشادیشون میاد یه اسمو کامل بگن ..
آرزومندیم که همسری پاکدامن بنام "کوثر" نصیبشون بشه...!!!

 
برچسب:, :: 2:37 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

یه روز یه بابایی (فکر کنید تو خارج) پسرش فارغ التحصیل میشه هیچیم بارش نبوده
زنگ میزنه به یه پارتیش میگه دمت گرم واسه پسرم یه شغلی جور کن
پارتیه میگه میخوای سفیرش کنم
باباهه میگه نه بابا اون خیلی زیاده
پارتیه میگه میخوای وزیرش کنم
باباهه میگه اوووووف نه
پارتیه میگه میخوای وکیل مردمش کنم
باباهه میگه نه بابا یه جایی کارمندی چیزیش کن
پارتیه میگه شرمنده اون دیگه سواد میخواد ... !!!

 
برچسب:, :: 2:35 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

فقط تو ایران یه دختر 11 ساله به مامانش میگه: " آخه تو از عشق چی می‌دونی "

 
برچسب:, :: 2:9 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

میدونم، شمام وقتی‌ باباتون میاد بالا سرتون سر کامپیوتر وای میسته، همه چیو مینیمایز می‌کنید الکی‌ تو دسکتاپ میچرخین

 
برچسب:, :: 1:54 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

يه روزايي هست كه يهو قصد مي كني اتاقتو مرتب كني...همه ي وسايلتو كه مي ريزي بيرون تازه ميفهمي چه غلطي كردي

 
برچسب:, :: 1:52 :: نويسنده : مهـــــــــــر د ا د

مردها وقتی‌ یه زن بهشون میگه سردمه به سه دسته تقسیم میشن:
۱-اونایی که بغل می‌کنن.
۲-اونایی که جاکتشونو میدن.
۳-احمق‌هایی‌ که میگن: منم

 

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد